أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )

345

تجارب الأمم ( فارسى )

آن گروه از سرداران مقتدر كه با پسرش عبد الواحد گريختند ، از راه « طيب » به سوق الاهواز در آمدند ، نه به شوش رفتند و نه به جنديشاپور . محمد بن ياقوت ، در كارهايكه تاز شد و بر دو پسر « رايق » و همهء آن گروه چيره شده كارها را به دبير خود ابو اسحاق « قراريطى » سپرد كه برداشت مىكرد و امر و نهى مىنمود ، همهء دارائى به دست ابن ياقوت ميرسيد ، او به هر اندازه كه صلاح ميديد ، به فرزندان « رايق » و ديگران ميداد . پس دلها از او برگشت و بر ضد او همدست شدند . [ در آن مدت در بغداد ] ابو عبد الله بريدى ، به ابن مقله وفادار مانده ، همه رخدادهاى اهواز را كه براى او مىنوشتند به او مىرسانيد ، او پيشنهاد نمود كه ايشان را دنبال كنند ، زيرا : دلهاى ايشان اكنون پراكنده است و ابن ياقوت بر ايشان زورگوئى مىكند ، دو پسر رايق دوستان من هستند ، اگر سپاهى به سوى ايشان گسيل شود پراكنده خواهند شد * ، و اگر به حال خود واگذار شوند با دارائى اهواز نيرومند خواهند شد ، و براى خلافت ، با عبد الواحد بيعت خواهند كرد و به سوى پايتخت خواهند آمد . ابن مقله ، ابو عبد الله بريدى را بنزد مونس فرستاده همهء آن سخنان را بازگو نمود . مونس گفت : تو ميدانى ما براى هزينهء جشنهاى « بيعت » و يك حقوق پس افتادهء [ 1 ] مردم در اين سه ماه كه از پيشآمد مقتدر گذشته است ، سرگردانيم ، [ براى لشكر كشى ] پول از كجا بياوريم ؟ ابو عبد الله بريدى گفت : من آن را تضمين مىكنم ، بر من حوالت كنيد ، پيشاپيش نيز ، سى هزار دينار در پايتخت مىپردازم ، در شوش پنجاه هزار دينار ، در شوشتر بيست هزار دينار ، و باقيمانده را در اهواز خواهم پرداخت . پس دفتردار

--> [ ( 1 - ) ] M : متن : « استحق الناس رزقة . . . منذ ثلاثة أشهر و . . . » و اين نشان مىدهد كه در آن روزگار دستمزدها پنجاه يا شصت روز يك بار ( شهور مماليك ) پرداخت مىشده است ( - خ : 5 414 و 6 : 76 ) . و در ايران بيست روزه را « بيستگانى » مىناميدند .